X
تبلیغات
داروخانه دکتر حلاجیان

داروخانه دکتر حلاجیان

Dr. Hallajian Pharmacy

 فشار خون را جدی بگیرید.

عناوین روز های هفته: 

  • یک­شنـبه 18 فروردین 92: «فشارخون؛ آموزش و سبک زندگی سالم»
  • دو­شـنـبه 19 فروردین 92: «فشارخون؛ تغذیۀ سالم و امنیت غذایی»
  • سه­­ شنـبه 20 فروردین 92: «فشارخون؛ پزشک خانواده و نظام سلامت»
  • چهارشنبه 21 فروردین 92: «فشارخون؛ همکاری بین­بخشی و همبستگی اجتماعی»
  • پنج­شـنبه 22 فروردین 92: «فشارخون؛ اجتناب از دخانیات و سوء مصرف مواد»
  • جمــــعه 23 فروردین92: «فشارخون؛ فعالیت بدنی و نشاط اجتماعی»
  • شنــــبه 24 فروردین92: «فشارخون؛ بیماریابی، درمان و پيشگیری از عوارض»  
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1392ساعت 20:48  توسط دکتر حلاجیان  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اسفند 1391ساعت 9:31  توسط دکتر حلاجیان  | 

                                                      مترسک                                                       

بوی بهار

که نرم نرمک می رسد...

باغبان پیر دوباره دوستم می دارد

دستی به سرم می کشد

رخت نو تنم می کند

از عشق می گویدو............من

شوربختانه می فهمم

که باید دوباره بترسانم

اما سهره زیبا!

بازهم بر شانه ام بنشین

نترس!

من سالهاست 

ازعشقت مرده ام...و نمی دانی...


+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1391ساعت 9:31  توسط دکتر حلاجیان  | 


عشق از ياد رفته...

ای عشق از یاد رفته

گمگشته بر باد رفته

باز آمدی؟ داد از تو

فریاد وفریاد از تو

یک چند همچون کبوتر

آن طائر پرنیان پر

در شهر خاموشی دل

کنج فراموشی دل

ره جسته، ماًوا گرفتی

در گوشه ای جا گرفتی

اکنون پس از روزگاران

بعد از خزانها، بهاران

از دور دیدی نشان را

ویرانه ی آشیان را

چون شد که از دوردستان

چون اخگری در نیستان

ناگه پریدی به یادم؟

آتش زدی در نهادم؟

ای عشق از یاد رفته

گمگشته بر باد رفته

من خود غمی تازه دارم

دردی بی اندازه دارم

دیگر چه خواهی ز جانم؟

وزاین تن ناتوانم؟

یادش بخیر آن بهاری

و آن دلنشین روزگاری

کز بوی تو مست بودم

سر مست و پابست بودم

خرم بهار جوانی

بحبوحه ی کامرانی

ابر فرح ژاله ریزان

اشباح غمها گریزان

مرغ خوشیها به آواز

ساز طرب نغمه پرداز

خورشید احلام خندان

چون قلب امید مندان

بیرون ز دنیای غمها

وز سرزمین المها

بر تپه ای رشک چالوس

خوشرنگ چون پر طاووس

از تنک چشمان کناری

بر ساحل جویباری

آهسته چون گل شکفتی

با اختران راز گفتی

از سبزه ها بستری گرم

وز مهر تابیدنی گرم

من نیز با مهربانی

هم جانی و هم زبانی

بودم نگهبان جانت

وز این و آن پاسبانت

ای عشق از یاد رفته

گمگشته بر باد رفته

دانم که یاد گذشته

از خاطرت محو گشته

آن خاطرات فراری

وآن شوق و آن بیقراری

کنج نهانخانه ی دل

بودند دردانه ی دل

تو جان من بودی ای عشق

ایمان من بودی ای عشق

هرگه که از بیوفایی

یا از نسیم جدایی

در دامنت آذری بود

یا گرد و خاکستری بود

از جوی چشمان به زاری

می کردمت آبیاری

آن آذرت می نشاندم

گرد ار رخت می فشاندم

تو لاله ای تازه بودی

خاموش آوازه بودی

نور تو در قلب من بود

آرایش انجمن بود

آخر نسیم خزانی

یکباره و ناگهانی

بر پیکرت حمله ور شد

روح مرا هم خبر شد

تو خوش درخشیدی ای عشق

اما نپاییدی ای عشق

ز آنسانکه دیدم شکفتی

دیدم که بر باد رفتی

پرپر شدی باد بردت

بر دور دستان سپردت

ای عشق از یاد رفته

گمگشته بر باد رفته

باز آمدی؟ داد از تو

فریاد و فریاد از تو

میپرسی از من دلت کو؟

شمعت چه شد، محفلت کو؟

ای عشق الهی نمیری

سوزاندی، آتش بگیری

من بی دلم،دل ندارم

من شمع محفل ندارم

ما بیدل و بی قراریم

بازیچه ی روزگاریم

تیر بلا را نشانیم

مرغی خراب آشیانم

ای عشق از یاد رفته

گمگشته بر باد رفته......                                       (اخوان)

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1391ساعت 0:54  توسط دکتر حلاجیان  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1391ساعت 20:56  توسط دکتر حلاجیان  | 

پشت این پنجره ها وقتی بارون میباره
وقتی آهسته غروب . تو خونه پا میذاره
وقتی هر لحظه نسیم . توی باغچه ها میاد
توی خاک گلدونا . بذر حسرت میکاره
وقتی شبنم میشینه . رو غبار جاده ها
وقتی هر خاطره ای تورو یادم میاره
وقتی توی آینه . خودمو گم میکنم
میدونم که لحظه هام . رنگ آبی نداره
تازه احساس میکنم که چشام بارونیه
پشت این پنجره ها داره بارون میباره
تازه احساس میکنم که چشام بارونیه
پشت این پنجره ها داره بارون میباره

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1391ساعت 20:43  توسط دکتر حلاجیان  | 



خسته و دربه در شهر غمم
شبم از هرچي شبه سياهتره
زندگي زندون سرد كينه‌هاست
رو دلم زخم هزار تا خنجره
چي مي‌شد اون دستهاي كوچيك و گرم
رو سرم دست نوازش مي‌كشيد
بستر تنهايي و سرد من رو
بوسه گرمي به آتيش مي‌كشيد
چي مي‌شد تو خونه كوچيك من
غنچه‌هاي گل غم وا نمي‌شد
چي مي‌شد هيچكسي تنهام نميذاشت
جز خدا هيچكسي تنها نمي‌شد

من هنوز دربدر شهر غمم
شبم از هرچه شبه سياهتره
زندگي زندون سرد كينه‌هاست
رو دلم زخم هزار تا خنجره

من هنوز دربدر شهر غمم
شبم از هرچه شبه سياهتره
زندگي زندون سرد كينه‌هاست
رو دلم زخم هزار تا خنجر

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1391ساعت 20:40  توسط دکتر حلاجیان  | 


ای ساربان، ای کاروان

لیلای من کجا می بری

با بردن لیلای من

جان و دل مرا می بری

ای ساربان کجا می روی

لیلای من چرا می بری

در بستن، پیمان ما

تنها گواه ما شد خدا

تا این جهان، بر پا بود

این عشق ما بماند بجا

ای ساربان کجا می روی

لیلای من چرا می بری

تمامی دینم، به دنیای فانی

شراره عشقی، که شد زندگانی

به یاد یاری، خوشا قطره اشکی

به سوز عشقی، خوشا زندگانی

همیشه خدایا، محبت دلها

به دلها بماند، بسان دل ما

که لیلی و مجنون فسانه شود

حکایت ما جاودانه شود

تو اکنون زعشقم گریزانی

غمم را ز چشمم نمی خوانی

ازاین غم چو حالم نمی دانی

پس از تو نمونم برای خدا

تو مرگم را ببین و برو

چو طوفان سختی ز شاخه غم

گل هستی ام را بچین و برو

که هستم من آن تک درختی

که در پای طوفان نشسته

همه شاخه های وجودش

زخشم طبیعت شکسته

ای ساربان، ای کاروان

لیلای من کجا می بری

با بردن لیلای من

جان و دل مرا می بری

ای ساربان کجا می روی

لیلای من چرا می بری

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391ساعت 0:20  توسط دکتر حلاجیان  | 

شیرخشک؟......................................نداریم!

متورال؟............................................نداریم!

فیفول؟.............................................نداریم!

ایرانیش چی؟.....................................نداریم!

یاسمین؟...........................................نداریم!

  .....................................................نداریم!

......................................................نداریم!

......................................................نداریم!     

به جای همه..........................

........................................من ازشما عذر میخوام...

                                        




+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1391ساعت 22:38  توسط دکتر حلاجیان  | 

خدایا !
کودکان گلفروش را میبینی ؟
مردان خانه به دوش ...
دخــتــرکان تــن فروش ...
مادران سیاه پـوش ...
پدران کلـیه فروش ...
زبانهای عشق فروش ...
...
همه را میبینی ؟
می خواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم
دیگر زمینت بوی زندگی نمی دهد...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1391ساعت 17:58  توسط دکتر حلاجیان  | 

با چشمها ز حیرت این صبح نا بجای

خشکیده بر دریچه خورشید چهارطاق

بر تارک سپید این روز پا به زای

دستان بسته ام را آزاد نمودم از زنجیرهای خواب

فریاد کشیدم: اینک چراغ معجزه مردم

تشخیص نیمه شب از فجر، در چشمهای کوردلیتان

سویی بجای مانده است آنقدر،تا از کیسه تان نرفته

تماشا کنید خوب، در آسمان شب،پرواز آفتاب را

با گوشهای ناشنوایی تان این طرفه بشنوید

در نیم پرده شب آواز آفتاب را

دیدیم گفتند خلق نیمی: پرواز روشنش را آری

نیمی به شادی از دل فریاد کشیدند:

با گوش جان شنیدیم آواز روشنش را

باری من با دهان حیرت گفتم:ای یاوه،یاوه،یاوه...

خلایق! مستید و منگ؟ یا به تظاهر تزویر می کنید؟

از شب هنوز مانده دو دانگی

ور تائبید و پاک و مسلمان

نماز را از چاوشان نیامده بانگی

هر گاو گندچاله دهانی،آتشفشان روشن خشمی شد

این گول بین که روشنی آفتاب را از ما دلیل می طلبد

طوفان خنده ها .....

خورشید را گذاشته می خواهد با اتکا به ساعت شماته دار خویش

بیچاره خلق را متقاعد کند که شب،از نیمه نیز بر نگذشته است

طوفان خنده ها .....

من درد در رگانم،حسرت در استخوانم،چیزی نظیر آتش،در جانم پیچید

سرتاسر وجود مرا گویی چیزی به هم فشرد،تا قطره ای

 به تفتگی خورشید جوشید از دو چشمم

از تلخی تمامی دریاها در اشک ناتوان خود ساغری زدم

آنان به آفتاب شیفته بودند

زیرا که آفتاب،تنهاترین حقیقتشان بود

احساس واقعیتشان بود

با نور و گرمی اش مفهوم بی ریای رفاقت بود

با تابناکی اش مفهوم بی فریب صداقت بود

ای کاش می توانستند از آفتاب یاد بگیرند

که بی دریغ باشند در دردها و شادیهاشان

حتی با نان خشکشان

و کاردهایشان را جز از برای قسمت کردن بیرون نیاورند

افسوس که آفتاب مفهوم بی دریغ عدالت بود

وآنان به عدل شیفته بودند و اکنون

با آفتاب گونه ای آنان را اینگونه دل فریفته بودند

ای کاش می توانستم ،خون رگان خود را من

قطره قطره قطره بگریم تا باورم کنند

ای کاش می توانستم،یک لحظه می توانستم ای کاش

بر شانه های خود بنشانم این خلق بی شمار را

و گرد حباب خاک بگردانم

تا با دو چشم خویش ببینند که خورشیدشان کجاست

وباورم کنند

ای کاش می توانستم.....

"شاملو"

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1391ساعت 18:36  توسط دکتر حلاجیان  | 

می خواهم نباشم
کاش سرم را بردارم و برای یک هفته در گنجه ای بگذارم
و قفل کنم!
در تاریکی یک گنجه خالی.

و روی شانه هایم،
در جای خالی سرم
چناری بکارم.
و برای یک هفته،
در سایه اش آرام بگیرم!

ناظم حکمت

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1391ساعت 17:40  توسط دکتر حلاجیان  | 

ای تکیه گاه و پناه
زیباترین لحظه های
پرعصمت و پر شکوه
تنهایی و خلوت من

ای شط شیرین پرشوکت من

ای با تو من گشته بسیار

درکوچه‎های بزرگ نجابت
ظاهر نه بن بست عابر فریبنده‎ی استجابت
در کوچه‎های سرور و غم راستینی که‎مان بود
در کوچه باغ گل ساکت نازهایت
در کوچه باغ گل سرخ شرمم
در کوچه‎های نوازش
در کوچه‎های چه شبهای بسیار

تا ساحل سیمگون سحرگاه رفتن
در کوچه‎های مه آلود بس گفت و گو ها
بی هیچ از لذت خواب گفتن
در کوچه‎های نجیب غزلها که چشم تو می خواند
گهگاه اگر از سخن باز می‎ماند
افسون پاک منش پیش می‎راند

ای شط پر شوکت هر چه زیبایی پاک

ای شط زیبای پر شوکت من
ای رفته تا دوردستان
آنجا بگو تا کدامین ستاره است
روشن‎ترین همنشین شب غربت تو؟

ای همنشین قدیم شب غربت من

ای تکیه‎گاه و پناه

غمگین‎ترین لحظه‎های کنون بی‎نگاهت تهی مانده از نور
در کوچه‎باغ گل تیره و تلخ اندوه
در کوچه‎های چه شبها که کنون همه کور

آنجا بگو تا کدامین ستاره است

که شب فروز توخورشیدپاره است             (اخوان)

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1391ساعت 16:48  توسط دکتر حلاجیان  | 

نحوه صحیح مصرف آسپرین

 

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند گرچه استفاده از آسپرین با دوز پایین در کسانی که دارای بیماری های قلبی و عروقی هستند و دچار سکته قلبی یا مغزی شده اند برای جلوگیری از تشدید این بیماری ها توصیه می شود. اما لازم است اطلاعات لازم در مورد نحوه صحیح مصرف به افراد مسن داده شود .

 آسپیرین از داروهای مصرفی سرپایی است که با تجمع پلاکت‌ها در خون تداخل ایجاد کرده و از بروز لخته جلوگیری می‌کند. از طرفی بر واکنش‌های التهابی اثر داشته و مانع پیشرفت التهاب و بروز تب می شود.

به دلیل همین اثرات آن را برای کنترل تب و دردهای خفیف تا متوسط همچون بسیاری از دردهای مفصلی ناشی از روماتیسم مفصلی استفاده می‌کنند، از طرفی به دلیل ویژگی ممانعت از بروز لخته، در پیشگیری از سکته‌های قلبی و مغزی یکی از موثرترین داروهاست.

عوارض

تهوع، احساس سوزش یا آشوب در سر دل از عوارض شایع مصرف آسپیرین است، اما در صورت بروز عوارض زیر باید به پزشک مراجعه کرد:

ـ استفراغ خونی یا دفع مدفوع به رنگ سیاه که بوی بسیار بدی داشته و به کاسه توالت چسبندگی دارد.

ـ کهیر، تپش قلب، احساس خفگی که نشان از بروز واکنش‌های حساسیتی بوده و باید از ادامه مصرف امتناع کرده و فورا به اورژانس مراجعه کرد.

در صورتی که بیمار مبادرت به مصرف ۲۰۰ ـ ۳۰۰ میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن بکند در معرض مسمومیت قرار دارد. مسمومیت خود را با تهوع، استفراغ، وزوزگوش و اختلال در شنوایی، تنفس‌های تند، تب و از دست رفتن آب بدن نشان می‌دهد. با این‌که آسپیرین باعث ممانعت از بروز لخته می‌گردد، با این حال در مسمومیت با آسپیرین احتمال بروز خونریزی جدی نادر است.

تداخلات دارویی

در صورت مصرف همزمان داروهایی همچون وارفارین و اسید والپروئیک خطر بروز خونریزی وجود دارد.ایبوپروفن(پروفن) می‌تواند اثرات محافظتی آسپیرین بر قلب را که با میزان دوز کم آسپیرین ایجاد می‌شود ، خنثی کند .

آسپیرین فعالیت داروهای خوراکی ضد دیابت همچون گلی بنگلامید را افزایش می‌دهد و می‌تواند باعث افت بیش از حد مورد نظر در قند خون گردد.

مصرف همزمان با ایبوپروفن و پیروکسیکام می‌تواند آسیب‌ها و عوارض گوارشی را افزایش دهد.

نکات لازم برای بیماران

- برای کاهش تحریک دستگاه گوارش می‌توان دارو را با غذا، پس از غذا یا به همراه داروهای ضداسید معده (رانیتیدین یا شربت معده) خورد؛ البته در مشکل روده‌ای (Enteric coated) دارو را نباید همزمان با داروهای ضد اسید معده استفاده کرد یا اقدام به جویدن یا له کردن دارونمود.

- قبل از خوردن دارو در صورت وجود بوی سرکه، دارو خراب شده و نباید مصرف گردد.

- جهت جلوگیری از ناراحتی معده حتما پس از خوردن آسپرین یک لیوان پر آب، شیر یا آب میوه بنوشید.

- آسپرین را درست پس از غذا مصرف کنید.

- اگر مبتلا به دیابت هستید، مصرف مکرر آسپرین می‌تواند باعث اختلال در نتایج قند ادرار گردد.

- برای جلوگیری از کاهش آب بدن هنگام مصرف آسپرین لازم است روزانه حداقل ۶ لیوان آب یا مایع دیگر بنوشید.

- بسیاری از پزشکان ترجیح می‌دهند یک هفته قبل از عمل جراحی آسپرین را قطع کنند.

- اگر داروهای ضدانعقاد خون مثل وارفارین، کورتیکواستروئیدها همچون دگزامتازون، هیدروکورتیزون یا پردنیزون، داروهای دیابت، نقرس یا فشارخون استفاده می‌کنید حتما به پزشک خود اطلاع دهید.

خواب‌آلودگی، گیجی، صدای زنگ در گوش‌ها، هیجان و تنفس‌های تند و عمیق علائم مسمومیت با آسپرین است. در صورت مصرف بیش از حد دارو به نزدیک‌ترین مرکز پزشکی خود مراجعه کنید.

- در صورتی که آسپرین توسط پزشک معالج شما تجویز شده است، دستورات وی را به دقت رعایت و از تغییر میزان دارو پرهیز کنید.

- آسپرین را در کودکان کوچکتر از ۱۲ سال تنها با تجویز پزشک مصرف کنید.

- در صورتی که آسپرین را طبق یک برنامه زمانی مشخص مصرف می‌کنید، به محض به خاطر آوردن دوز فراموش شده آن را میل کنید.

چه کسانی نباید آسپیرین مصرف کنند؟

بیماران حساس به آسپیرین همچون مبتلایان به آسم که دارای پولیپ بینی نیز هستند ، به دلیل خطر بروز علائم شدید ناشی از حساسیت باید از داروهای جایگزین استفاده کنند.

استفاده از آسپرین با دوز پایین در کسانی که دارای بیماری های قلبی و عروقی هستند و دچار سکته قلبی یا مغزی شده اند برای جلوگیری از تشدید این بیماری ها توصیه می شود.

در بیماری‌های خونریزی‌دهنده همچون هموفیلی و کمبود پلاکت، خطر بروز خونریزی شدید وجود دارد. در کودکان و نوجوانان مبتلا به عفونت‌های ویروسی استفاده از آسپیرین با خطر بروز اختلال در مغز به نام سندرم ری همراه است.

اگر بیمار دارای سابقه‌ای از زخم‌های گوارشی یا مبتلا به بیماری‌های کبدی شدید مانند هپاتیت است، باید با احتیاط از این دارو استفاده کند. زنان باردار مخصوصا در سه ماهه سوم بارداری و زنان شیرده نیز در استفاده از دارو باید احتیاط کنند.

قبل از جراحی بهتر است برای مدت یک هفته بیمار آسپیرین خود را قطع کرده باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1391ساعت 21:35  توسط دکتر حلاجیان  | 

هرشب ستاره ای به زمین می کشند و باز

این اسمان غمزده غرق ستاره هاست

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1391ساعت 18:33  توسط دکتر حلاجیان  | 

...آخرش یه شب
ماه میاد بیرون
از سر اون کوه
بالای دره
روی این میدون
رد میشه خندون
یه شب ماه میاد...

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1391ساعت 18:19  توسط دکتر حلاجیان  | 

 مشــاوره داروسـاز با بیــمار

 در بیـماریــهای مـزمن

 

* دکتر حسین حلاجیان

غلبه بر بیماریهای مزمن نیاز به اصلاح شیوه زندگی و دارودرمانی طولانی مدت دارد. آگاهی بیمار از شرایط بیماری و نحوه مواجهه او با بیماری نقش قابل ملاحظه ای در کنترل بیماری مزمن بازی میکند.مشاوره موثر داروساز با بیمار،موجب درک  بهتر بیمار از بیماری و استفاده از شیوه های مناسب اصلاح زندگی، همچنین دارودرمانی صحیح و متابعت  بهتر بیمار میشود. داروساز مسئولیتی جدی برای مشاوره به بیماران مبتلا به بیماریهای مزمن دارد.داروساز در نقش یک مشاور باید معلومات و مهارتهای لازم برای یک ارتباط موثر با بیمار، با استفاده از روشهای کلامی و بدون کلام را داشته باشد.

مقدمه : دسترسی آسان و استفاده منطقی از داروها، برای یک پاسخ درمانی موفق ، حیاتی است.اگرچه پیشرفت سریع علم و تکنولوژی به فهمیدن عمل بیماریها و ساخت  مولکولهای جدید کمک قابل  توجهی کرده ، اما خیلی اوقات پزشکان قادر به تامین همه اهداف درمانی بیمار نمی­شوند .

در سال 2003 سازمان جهانی بهداشت مهمترین علل شکست درمان را عدم پیروی بیمار و یا رعایت ناقص توصیه­های لازم توسط بیمار برای رسیدن به همه اهداف درمانی اعلام کرد.

تبعیت بیمار (Patient Compliance) بنا به تعریف،یعنی  پایبندی بیمار به رعایت دستورات دارویی و آموزشهای لازم از طرف دکتر داروساز . یعنی اینکه بیمار بفهمد دارو را چگونه باید استفاده کند و همچنین در کنار مصرف دارو چگونه باید عادات خود را اصلاح کند تا دارو حداکثر تأثیر خود را بگذارد. یعنی همان تغییر شیوه زندگی و داشتن ذهنیت مثبت. 

 عدم تبعیت بیمار از دستورات دارویی میتواند منجر به عواقب ذیل شود:

 Underuse: (مصرف ناقص یا ناکافی)

Overuse : (مصرف بیش ازحد مجاز )

Misuse: (فراموشی مصرف دارو)

Abuse   : (سوء استفاده از دارو)

رایج ترین علل عدم تبعیت صحیح بیمار،عبارتند از: طبیعت چند درمــانی، فواصل مــصرف دارو، مدت زمان یا طول دوره دارودرمانی، درمان با چند دارو، ترس از عــوارض جانــبی، قیــمت دارو، روشهـای تجــوی، مزه دارو و ....

نتایج چندین مطالعه معلوم میکند که حدود 10% از بستریهای بیمارستان و حدود 23% از مراقبتهای پرستاری

در منزل به عدم تبعیت بیمار بستگی دارد. در یک مطالعه دیگر روی موارد بستری در بیمارستان حدود 23% از واکنشهای نابه جای دارویی که منجر به بستری میشود به عدم تبعیت بیمار مرتبط میشود.

در 30 ساله اخیر با توجه به رشد و توسعه داروسازی، حرفه داروسازی از حالت سنتی درآمده و تحت عنوان "مراقبت دارویی " نامیده میشود که مهمترین اصل آن زیر نظر گرفتن بیمار و تعامل با او برای رسیدن به کیفیت بالای زندگی  است.

اهداف مراقبت دارویی :

 1- درمان بیماری  

 2- حذف یا به حداقل رساندن علائم و نشانه های بیماری 

 3- ممانعت از پیشرفت بیــماری و یا حداقل کند کردن سیر پیشرفت آن

 4- پیشگیری از بیماری

یکی از مهمترین چشم اندازهای مراقبت دارویی، مشاوره با بیمار در رابطه با داروهایش است . این مسئولیت با داروساز است که قبل از تحویل داروی بیمار، با او مشاوره کند. مشاوره، نه تنها تبعیت بیمار را افزایش میدهد، بلکه مشکلات ناشی از بی توجهی به درمان، یا مصرف غلط دارو را نیز به حداقل می رساند.

مشـاوره با بـیمار

 ممکن است مشاوره با بیمار تحت عنوان " فراهم کردن اطلاعات دارویی بصورت شفاهی یا یادداشت برای بیمار یا همراهش و یا توضیح روشهای خاص مصرف، عوارض نابجا، طرز نگهداری ،رژیم  خاص و اصلاح روش زندگی " تعریف شود.

این فرایند مستلزم یک ارتباط چهره به چهره  بین داروساز و بیمار (یا گیرنده خدمت) است. پس این فرایند در ذات خود فرایندی پویا و متقابل است. در مشاوره فعال باید تک تک پارامترهایی که موجب درک صحیح بیمار از بیماری، داروها و الزامات اصلاح شیوه زندگی­اش می­شود در نظر گرفته شود.

اجزای مشاوره با بیمار

بر اساس اکثر منابع معتبر در مورد مشاوره داروساز با بیمار، داروساز حداقل باید موارد زیر را در مشاوره توضیح دهد:

  • نام و توصیف دارو
  • شکل دارویی
  • نحوه مصرف
  • طول درمان
  • توصیه های خاص یا روش آماده کردن دارو
  • مقدار مصرف
  • عوارض جانبی ، تداخلات دارویی  و منع مصرف ها و طریقه مواجهه با آنها
  • شرایط نگهداری
  • اطلاعات مربوط به بسته بندی مجدد
  • فراموش کردن یک وعده مصرف دارو

 

تکنیـکهای مشـاوره

برای یک مشاوره موثر تکنیکهای متعددی می­توانند مورد استفاده قرار گیرند.

بعنوان مثال ارائه اطلاعات به بیمار بصورت یادداشت یا استفاده از امکانات سمعی بصری، استفاده از امکاناتی مثل برچسب های جذاب، جا قرصی های مدرج، چارت های محاسبه داروی باقیمانده و نیز ظرفهای دارویی و درپوشهای خاص در این مورد موثراست. فارماکوپه آمریکا USP)  ) مراحل مشاوره را در 4 مرحله تعریف کرده :

-     مرحله اول : انتقال اطلاعات دارویی : که طی آن فقط داروساز صحبت میکند و اطلاعات کلی، کوتاه و مختصر دارویی را برای استفاده صحیح بیمار ارائه می­دهد.

-         مرحله دوم: تبادل اطلاعات دارویی : که طی آن داروســاز سئوالاتی از بیــمار می­پرســد و اطــلاعات

      جزئی تر دارو را مطابق با وضعیت بیمار به او    انتقال می دهد.

-     مرحله سوم: آموزش دارویی: که طی آن داروساز با توجه به مصرف خاص دارو، به صورت  فعال و با همکاری بیمار، اطلاعات مفهومی مربوط به مصرف دارو را به او آموزش می­دهد.

-     مرحله چهارم : مشاوره دارویی : که طی آن داروساز و بیمار یک مکالمه دقیق با هم دارند که افزایش مهارتهای بیمار در حل مشکلاتش با دارو نیز حداکثر کارآیی دارو را فراهم می­کند.

مهارتهای ارتباطی در مشاوره دارویی

ارتباط یعنی تبادل اطلاعات، ایده ها، افکار و احساسات. این فرایند فقط شامل کلمات و جملات نیست بلکه مجموعه­ای از حرکات صورت ، واکنشها ، لحن صدا، حرکات بدن و سایر علائم رفتاری است. ارتباط موثر با بیمار بستگی زیادی به ایجاد حس همدلی بین داروساز و بیمار در جریان مشاوره دارد.

داروساز باید از تمام مهارتهای گفتاری و رفتاری طی زمان مشاوره  استفاده کند.

مطالعات بسیاری نشان میدهند که مشاوره موثر با بیمار به نحو قابل ملاحظه ای موجب افزایش تبعیت صحیح بیمار از دارو درمانی ، کاهش شکست درمان و کاهش اتلاف منابع بهداشتی می شود .

برای برقراری یک ارتباط خوب، داروساز باید به نوع سئوالاتی که از بیمار میپرسد، نحوه و چگونگی پرسیدن سئوال و نیز دوری از تکرار توجه کند. حتی داروساز باید از لحاظ ظاهر و لباس نیز آراسته باشد تا بیمار احساس کند با فردی حرفه ای سر و کار دارد . لحن و فضای مشاوره باید با خاستگاه بیمار سازگار باشد. یک مشاور خوب باید به دقت به بیمار گوش فرا داده و خود را در مشکلات بیمار سهیم نشان دهد تا بیمار بتواند احساس واقعی خود از بیماریش را بیان کند. طی مدت مشاوره ، داروساز باید تمام حواسش را به مشاوره بدهد نه اینکه حواسش به جاهای دیگر هم باشد. حتی صدا کردن داروساز برای یک تماس تلفنی هم می­تواند در کیفیت مشاوره تأثیر بـگذارد.یک مشــاوره مـوثر موقعی تمام می­شود که سئوالات بسیاری توسط بیمار پاسخ داده شوند.

طی مشاوره، داروساز نباید گفتار یا رفتار غیر حرفه ای و خارج از نزاکت انجام دهد.

 مشاوره با بیمار،ضرورتی فزاینده در بیماریهای مزمن

برعکس بیماریهای حاد که بیمار، خود تا حدی قادر به درک بیماری و اقدام برای مراقبت فوری و احیاناً گذراندن مدتی کوتاه در بیمارستان است، در بیماریهای مزمن به بستری در بیمارستان ، خودارزیابی توسط بیمار ، پیگیری، مصرف دارو به مدت طولانی ، سنجشهای غیر دارویی و ملاحظات متعدد جهت اصلاح شیوه زندگی نیاز است.

امروزه به خوبی مشخص شده که فراوانی بیماری­های مزمن ارتباط تنگاتنگی با عادات خاص مثل سیگار کشیدن، رژیم نامناسب، زندگی بی تحرک، اعتیاد به مواد مخدر و بقیه شیوه های نامناسب زندگی دارد. پیشگیری و درمان مناسب این بیماریها نیاز به تغییر رفتار دارد.

داروسازان، خود را با آخرین پیشرفتها در مورد اصلاح شیوه زندگی به روز کرده اند. علاوه براین بسیاری از بیماریهای مزمن در تمام طول عمر بیمار با اوهمراهند و ذهنیت و روحیه بیمار را به شدت تحت تأثیر خود قرار داده و بیش از بیماریهای حاد موجب کاهش کیفیت زندگی او می­شوند.

در مشاوره با بیمار مبتلا به بیماری مزمن، داروساز باید نسبت به این روحیه تضعیف شده حساسیت داشته باشد و سعی در اصلاح و تقویت روحیه بیمار نماید.

برای این بیماران ، منزل، مرکز مراقبتهای مربوط به بیماریشان محسوب میشود و به همین دلیل این بیماران نیاز بیشتری به داشتن اطلاعات در مورد کنترل بیماریشان دارند .

از آنجاییکه بیماریهای مزمن مراحل مختلفی را طی میکنند و جهت کنترل هر یک از این مراحل، اســـتراتژی­های متفاوتی مورد نیاز است، اول از همه چیز،این بیــماران، مشترکاًً با سبــک زندگی سالم آشنا می­شوند. در این مقاله تعدادی ازاین بیماریهای مزمن با تأکید بر نقش داروساز در مشاوره با بیماران و کنترل بیماری مورد بررسی قرار می­گیرد.

1- پرفشاری خون

گرچه پرفشاری خون به خودی خود یک بیماری نیست، با اینحال بعنوان یک عامل خطر، در صورت عدم کنترل می­تواند منجر به ضایعات فراوان از جمله در انتهای اندامها و همچنین ،تأثیر شدید روی کیفیت زندگی شود. کنترل پرفشاری خون در کنار روشهای دارویی، به روشهای غیر دارویی نیز نیازمند است .

- روشهای غیر دارویی :

در بسیاری از موارد، روشهای غیر دارویی ممکن است به تنهایی در کنترل پرفشاری خون کافی باشند.

 داروساز میتواند در مشاوره با بیمار در مورد کاهش وزن، فعالیت بدنی مناسب، محدود کردن مصرف نمک و کالری و افزایش مصرف فیبر، محدودیت مصرف چربی اشباع شده، قطع مصرف سیگار، ملاحظات مربوط به مصرف داروهای ضد سرماخوردگی حاوی سمپاتومیمتیک ها و نیز اندازه گیری فشار خون توسط خود بیمار، توصیه های لازم را بصورت مفصل به او ارائه کند.

-روشهای دارویی :

در اکثریت موارد ، جهت درمان پرفشاری خون نیاز به مصرف دارو وجود دارد.

از آنجاییکه معمولاً پرفشاری خون ، علائم خاصی ندارد، بیماران معمولاً آن را دست کم می­گیرند. بنابراین عدم  تبعیت بیمار ازدارو درمانی در این مورد خیلی شایع است. از طرف دیگر این یک واقعیت است که خیلی از داروهای ضد فشار خون می­توانند عوارض جدی ایجاد کنند. بعنوان مثال مهار کننده های آنزیم مبدل آنژیوتانسین (ACE) میتوانند سرفه ایجاد کنند. بتابلاکرها موجب برادی کاردی می­شوند و....

در بعضی موارد تنظیم دوز داروها هم خیلی ضروریست.

بعضی از توصیه هایی که باید طی دوره دارودرمانی توسط داروساز به بیمار داده شود در جدول 1 آمده است.


جدول 1- نکات قابل توصیه در مشاوره دارویی در مورد پر فشاری خون

گروه  دارویی

نقش داروساز

دیورتیک ها

هشدار در مورد آشفتگی و گیجی – اطمینان از رعایت دوز مصرفی توسط بیمار – تنظیم زمان مصرف دارو جهت پرهیز از تکرر ادرار طی شب – توضیح در مورد امکان تداخل با مهارکننده های آنژیوتانسین

بتابلاکرها

هشدار در مورد افت فشار خون – گیجی – سردرد و برادی کاردی . هشدار در مورد کابوسهای شبانه – کاهش میل جنسی  و مشکلات عصبی . توضیح در مورد لزوم Taperکردن دارو قبل از قطع مصرف

مهار کننده های مبدل آنژیوتانسین

هشدار در مورد افت فشار خون – گیجی –سرفه – احساس مزه نامطبوع و بثورات جلدی

مسددهای  کانال کلسیم

هشدار در مورد تورم لثه – درد سینه – تورم مفاصل (در استفاده با نیفدیپین) – یبوست – آشفتگی- اختلال در تصمیم گیری – آموزش بیمار در مورد اینکه قرص آهسته رهش را نصف نکند. آموزش به بیمار در مورد اندازه گیری ضربان قلب خود از طریق نبض

آلفا بلاکرها

هشدار در مورد افت فشار خون – بیماران دارای مشکلات گوارشی تحت درمان نباید قرص را تقسیم کنند یا بجوند .

 

1-     دیابت :

دیابت بیماری مزمنی است که با تغییر در متابولیسم کربوهیدرات، چربی و پروتئین همراه است. این بیماری در دراز مدت اندامها و دستگاه های مختلف بدن را دچار مشکل نموده و به همین جهت روی کیفیت زندگی بیمار تأثیر منفی می­گذارد. عواملی مانند" اطلاعات بیمار در مورد بیماریش، فاکتورهای اجتماعی – اقتصادی ، رژیم غذایی منظم ، سنجش قند خون توسط خود بیمار"  نقش حیاتی  در کنترل دیابت دارند .

 طی مطالعات متعدد مشخص شده که مشاوره با بیمار و آموزش به او میتواند به نحو قابل ملاحظه ای موجب ارتقاء کیفیت زندگی در این بیماران گردد. همزمان با گسترش داروها و تجهیزات و تدابیر درمانی برای درمان دیابت، نقش داروساز نیز در این زمینه گسترش یافته و می یابد. داروساز می­تواند به بیمار در مورد مصارف خاص داروها ، تداخلات داروها ، طرز استفاده از دستگاه­های اندازه گیری قند خون و نیز آگاهی رسانی در مورد نهادها و سیستمهای خدمات رسانی بیماران دیابتی کمک کند .

 تعدادی از توصیه های غیر دارویی داروساز به بیمار در ادامه خواهد آمد. 

- رویکردهای غیر دارویی:

داروساز میتواند دورنمایی از دیابت ، استرس و فاکتورهای اجتماعی – روانی ، همچنین نقش خانواده و حمایتهای اجتماعی ، تغذیه ، ورزش و فعالیت، اهمیت سنجش قند خون و استفاده از نتایج آن، ارتباط بین تغذیه، ورزش، دارودرمانی و سطح گلوکز خون به بیمار ارائه دهد. همچنین توصیه های لازم برای پیشگیری، تشخیص و درمان عوارض حاد و مزمن دیابت، مراقبت از پا،دندانها و پوست، روشهای تغییر رفتار، تنظیم هدف، حل مشکل، کاهش ریسک فاکتورها، مواجهه با بارداری و شرایط بعد از زایمان و ... نیز از دیگر مواردی است که داروساز میتواند به بیمار مشاوره دهد.

- رویکردهای دارویی:

تحقیقات نشان داده که کنترل شدید سطح قند خون میتواند از عواقب بعدی دیابت جلوگیری کند. کنترل شدید قند خون ارتباط ویژه با تبعیت جدی بیمار از دارودرمانی ، رژیم غذایی و ورزش دارد.

توصیه هایی مثل " نیم ساعت قبل از غذا خورده شود" در مورد سولفونیل اوره ها و "مراقبت از هایپوگلیسمی" در مورد انسولین و ... نمونه هایی هستند که شرح کامل تر آنها در جدول 2 آمده است.

جدول 2 – نکات قابل توصیه در مورد دیابت در مشاوره با بیمار

گروه دارویی

نقش داروساز

سولفونیل اوره ها

(گلی بن کلامید)

توضیح روشهای پیشگیری – شناسایی و کنترل هایپو گلیسمی – تشخیص علائم زردی – توضیح در مورد نحوه مصرف دارو و فاصله آن با غذا و نیاز به پرهیز از الکل . بررسی سابقه حساسیت به گوگرد و ترکیبات گوگردی

انسولین

توضیح روشهای پیشگیری ، شناسایی و کنترل هایپو گلیسمی . آموزش به بیمار در مورد چگونگی استفاده از تکنیکهای نوین تزریق انسولین و شکل های جدید آن و شرایط ویژه نگهداری انسولین . توصیه به بیمار در مورد به همراه داشتن شکلات یا شیرینی و نیز عدم ترک کردن وعده های غذایی

مت فورمین

توصیه به بیمار در مورد مصرف دارو بعد ازغذا یا به همراه غذا.

هشدار درمورد درد عضلانی،خواب آلودگی غیرعادی، تهوع،درد معده وکاهش وزن

تیازولیدین دیونها

(پیوگلیتازون)

بررسی سابقه مشکلات کبدی . بررسی بیمار در مورد رنگ زرد غیرعادی  ادرار

آکاربوز

آموزش بیمار در مورد خوردن قرص با اولین لقمه غذا

بررسی درد شکمی و کرامپ

آموزش به بیمار در مورد مصرف قند یا شکر در موقع بروز هایپوگلیسمی با آکاربوز (چون قند در مصرف همزمان با آکاربوز جذب نمیشود)

 

3- بیماری عروق کرونر:

همچون دیگر بیماریهای مزمن، هدف درمان در این بیماری نیز کاهش مرگ و میر و آسیب جسمی به بیمار است که باز هم ارتباط مستقیم به کیفیت زندگی دارد. داروساز از جوانب مختلف میتواند در این امر موثر باشد.

- معیارهای غیر دارویی:

آموزش رعایت رژیم غذایی، محدودیت مصرف دخانیات، انجام ورزش و آشناکردن بیمار با علائم آنژین، درد سینه، حمله قلبی  و مواجهه با آن.

-معیارهای دارویی :

آموزش صحیح به بیمار جهت مصرف نیتراتها در حمله حاد آنژین یکی از مهمترین وظایف داروساز است. تعدادی از مهمترین نکات در جدول 3 آورده شده است.

4- چربی خون :

کنترل چربی خون همیشه در کنار تبعیت از دارو درمانی نیاز به اصلاح شیوه زندگی دارد.

نحوه کنترل بیماری،توصیه صحیح به رژیم غذایی است. بیمار باید میزان فیبر دریافتی  خود را افزایش دهد تا موجب کاهش چربی خون گردد. داروساز باید هم روی روشهای دارویی و هم غیر دارویی تمرکز کند .

-دیدگاه غیر دارویی :

شامل ورزش مناسب برای کاهش وزن،مصرف چربی های غیر اشباع ، میوه ها و سبزیجات حاوی آنتی اکسیدان، کنترل استرس، دوری از داروهایی که چربی خون را بالا میبرند .

- معیارهای دارویی :

آگاه کردن بیمار از خطر  رابدومیلوزیس  ناشی از استاتین ها به خصوص زمانی که با فیبراتها استفاده میشوند و میتواند زندگی بیمار را تهدید کند و نیاز به مشاوره برای تغییر دارو دارد.

 تعدادی از توصیه های مهم در جدول 4 آمده است.

5- آسم

آسم ، بیماری است مزمن که نیاز به دارو درمانی دراز مدت دارد. داروساز میتواند از طریق مشاوره با بیمار از جنبه خودارزیابی دارودرمانی، دیگر روشهای ارتقاء کیفیت زندگی، راهنمایی در مورد شکلهای مختلف دارو

(اسپری – پودر خشک -     spacerو .... ) نقش فعالی داشته باشد. 

- معیارهای غیردارویی :

موارد قابل توصیه در مسافرت­ها ، چگونگی پیشگیری دارویی از حمله قبل از ورزش، دوری از آلرژن ها، توقف مصرف سیگار

- معیارهای دارویی:

تحت نظر گرفتن بیمار در کنترل آسم بسیار مهم است.توصیه های خاص دارویی در آسم باید در 3 محور متمرکز شود:

 1- داروهای بهبود دهنده علائم آسم.

2 - داروهای پیشگیری کننده از حمله آسم.

 3- داروهایی که فقط جهت سرکوب حمله شدید آسم بکار میروند.

یکی از مهمترین نقشهای داروساز، آموزش صحیح استفاده از اسپری های تنفسی به بیمار است به خاطر اینکه یکی از مهمترین علل شکست دارو درمانی و عدم تبعیت بیمار، استفاده غلط از دستگاه است. از طرف دیگر گاهی بیماران مصرف کورتیکوستروئیدهای استنشاقی را متوقف می کنند. چون به غلط انتظار اثر سریع از آن دارند. تعدادی از توصیه های لازم به بیماران آسمی در جدول 5 آمده است.

6- صرع:

مراقبت از بیماری صرع بستگی به شدت بیماری و علت آن دارد. یکی از ملزومات درمان موفق، تبعیت سفت و سخت از دارو درمانی است. هرگونه اختلال در مصرف دارو میتواند موجب افزایش تعداد تشنجها شود. کنترل ناقص حملات میتواند منجر به افزایش احتمال بستری در بیمارستان و نیز افزایش هزینه درمان  گردد. هزینه های غیر مستقیم این مسئله میتواند ناشی از جراحات و آسیب فیزیکی شخص به  خود و دیگران باشد.

از دست دادن شغل، کاهش کارآیی و نیز کاهش بهره مند ی از مزایای بیمه نیز ازدیگرعواقب شکست درمان است.

داروساز میتواند نقش تعیین کننده ای در موفقیت درمان این بیماری داشته باشد .

-معیارهای غیر دارویی:

 شامل پیگیری های معمولی، عدم مصرف داروهای خواب آور و اقلام OTC  که ممکن است موجب کاهش هشیاری شوند. انجام فعالیتهای کاهش دهنده استرس، مشاوره­های روانپزشکی و ...

- معیارهای دارویی:

از آنجاییکه اثر درمانی داروها، ارتباط مستقیم با سطح سرمی دارو دارد، پس تبعیت صحیح بیمار در این رابطه اهمیت عمده ای دارد. اگر سطح دارو کم شود یک تشنج می­تواند رخ دهد .

 بعضی از توصیه های دارویی در جدول 6 آمده است.

جدول 3 – نکات مهم در مشاوره با بیمار در مورد بیماری های کرونری

گروه دارویی

نقش داروساز

بتابلاکرها

هشدار در مورد افت فشار خون – گیجی – سردرد و برادی کاردی . هشدار در مورد کابوسهای شبانه – کاهش میل جنسی  و مشکلات عصبی . توضیح در مورد لزوم Taperکردن دارو قبل از قطع مصرف

نیتراتها

آموزش نحوه مصرف قرص زیر زبانی – قرصهای زیر زبانی نباید جویده یا خرد شوند. آموزش نحوه استفاده از محصولات ترانس درمال (چسب). بیمار نباید بلافاصله بعد از مصرف این داروها سرپا بایستد .هشدار درمورد کبود شدن لبها – ناخن و کف دست

آسپرین

آموزش در مورد مصرف دارو با غذا – هشدار در مورد درد شکمی- مدفوع تیره – تب-خونریزی زیر پوستی -  در مورد محصولات روکش دار، قرص  نصف یا جویده نشود.

 

جدول 4 – نکات مهم در مشاوره در چربی خون بالا

گروه دارویی

نقش داروساز

استاتین ها

مصرف دارو بعد از غذا – مصرف داروها ترجیحاً در شب به علت فعالیت بیشتر آنزیم در شب. (در مورد آتورواستاتین، به علت طول اثر بالا ، این امر چندان مهم نیست)-هرگونه درد عضلانی گزارش شود.

فیبرات ها

(کلوفیبراتها)

مصرف به همراه غذا یا بلافاصله بعد از غذا جهت به حداقل رساندن تحریک معده .دقت در مشاهده خون در ادرار، درد سینه ، تنفس کوتاه ، درد معده

رزین های تعویض کننده آنیونی

این محصولات به هیچ وجه نباید به صورت خشک استفاده شوند. دارو باید با مایعات مخلوط شود. درد معده – تهوع و استفراغ – اسهال – نفخ- گزارش شود .

نیکوتینیک اسید و مشتقات آن

اَشکال آهسته رهش نباید خرد ،نصف یا جویده شوند.

هشدار در مورد تیرگی ادرار – کاهش اشتها – درد شدید معده و زردی چشمها

 

جدول 5 – نکات مهم در مشاوره آسم

گروه دارویی

نقش داروساز

آگونیست های بتا

داروهای کوتاه اثر این گروه اساساً باید برای بهبود علامتی به کار روند. به بیمارانی که از داروهای طولانی اثر استفاده میکنند باید گفته شود این داروها به مرور زمان اثر میکنند. بیمار باید برای لرزش و درد عضلانی تحت نظر باشد.

تئوفیلین

اشکال آهسته رهش نباید نصف یا جویده شوند.

آنتی کولینرژیک ها

بیمار باید از نظر خشکی گلو، تهوع، سردرد، تاری دید، احتباس ادرار(ادرار دردناک)تحت نظر باشد.

تثبیت کننده های ماست سلها

باید به بیمار گفته شود این داروها برای پیشگیری از حمله آسمی به کار میروند و نه برای درمان برونکو اسپاسمی که شروع شده.

 

جدول 6 – نکات مهم درمشاوره صرع          

گروه دارویی

نقش داروساز

باربیتوراتها

در مورد احتمال وابستگی به دارو توضیح داده شود. در مورد احتمال تداخل دارویی به ویژه با قرصهای ضد بارداری خوراکی توضیح داده شود. بیمار برای تب ،راش پوستی . تورم پلکها و کاهش فعالیت ذهنی تحت نظر باشد .

بنزودیازپینها

هشدار در مورد مشکلات رفتاری، اختلال ذهنی ، اختلال حافظه، راش پوستی، توضیح به بیمار در مورد تداخل دارویی . تحت نظر گرفتن بیمار برای مصرف بیش از حد دارو

فنی توئین

(هیدانتوئین ها)

به بیمار تاکید شود که مصرف دارو را متوقف نکند و بدون اطلاع پزشک داروی دیگری هم مصرف نکند. علائم مصرف بیش از حد دارو توضیح داده شود. در نظر گرفتن خونریزی لثه - بد شکلی استخوان – سردرد – درد مفاصل ومشکلات یادگیری در اطفال

بیمار باید از احتمال تداخل دارویی آگاهی یابد.

والپروات

اشکال آهسته رهش نباید خرد یا جویده شوند بلکه باید بطور کامل بلعیده شوند.

اتوسوکسیمید ها

برای کاهش عوارض گوارشی باید با غذا یا شیر خورده شود.

 به بیمار باید گفته شود قبل از عمل جراحی سابقه مصرف دارو را اطلاع دهد چون این دارو میتواند روی کارآیی داروهای بیهوشی تاثیر گذارد.

 

7- آرتریت روماتوئید:

آرتریت روماتوئید یک بیـماری مزمـن ناتوان کننده است که روی کیفیت زندگی بیمار تاثیر معنی داری میگذارد.

- توصیه های غیر دارویی:

آموزش بیمار در مورد فیزیوتراپی ، کاردرمانی، ورزش و غربالگری جهت تشخیص زود هنگام میتواند توسط داروساز آغاز گردد.
 

- توصیه های دارویی :

داروهای مورد استفاده در این بیماری عوارض خاص خود را

 نیز دارند .بعضی از توصیه های دارویی در جدول 7 آمده است.

جدول 7 – مشاوره آرتریت روماتوئید

گروه دارویی

نقش داروساز

متوترکسات

هشدار در مورد درد کمر – ادرار تیره  یا زرد پر رنگ – خواب آلودگی – سردرد- عدم مصرف الکل – اطلاع دادن سابقه بارداری قبل از شروع مصرف دارو – مشورت با پزشک قبل از مصرف داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی

NSAID  s  یا داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی

هشدار در مورد درد شکم – مدفوع تیره – تب  - خونریزی زیر پوستی – مصرف دارو با 1 لیوان پر اب و دراز نکشیدن طی 15- 30 دقیقه بعد از مصرف دارو – توصیه به مصرف دارو همراه غذا

مهار کننده های  COX-2  (سلکوکسیب و...)

هشدار در مورد مدفوع تیره – مصرف دارو بعد از غذا

کورتیکوستروئیدها

مصرف همراه غذا – هشدار در مورد تاری دید – تکرر ادرار – گیجی – تحریک پذیری- عفونت در محل تزریق – اطلاع از سابقه دیابت قبل از شروع مصرف دارو – توضیح در مورد Taper  کردن دارو – اخطار در مورد فراموشی دوز دارو

 

نتـیجه گیـری

 

اگرچه به علت پیشرفت های روز افزون علم و تکنولوژی، تشخیص بیماریها بسیار ساده تر شده است، با این حال کلید اصلی موفقیت دارودرمانی ،" تبعیت صحیح بیمار" است. تمام کارکنان درمانی میتوانند از طریق مشاوره و آموزش در قسمتی از این امر موثر باشند .

تبعیت صد درصدی بیمار از دارودرمانی، به همراه دانش کافی در مورد بیماری، داروها و اصلاح سبک زندگی، مسیری طولانی است.

داروساز بعنوان عضو فعال تیم بهداشتی میتواند نقش مهمی در این مسیر ایفا کند. اگر مراقبت دارویی و مشاوره به درستی و یا صرف وقت کافی توسط داروساز انجام گردد،آنگاه پزشک میتواند وقت کافی برای انجام موارد دیگر مربوط به بیمار داشته باشد.

این امر در نهایت موجب افزایش کیفیت سیستم مراقبتهای بهداشتی و نیز مراقبت بهتر از بیمارو موفقیت درمان خواهد شد.

در مطالعات مختلفی که در 35 سال اخیر در مورد نقش مشاوره داروساز با بیمار انجام شده نتایج قابل توجهی بدست آمده .

  • در بیماران فشار خونی که کنترل آنها در منزل توسط داروساز شروع شده و تداوم پیدا کرده، نسبت به بیمارانی که داروساز در کنترل فشار خون آنها نقشی نداشته ، روند بهبود فشار خون رضایتبخش­تر بوده است. (Mehos 2000)
  • در بیماران مبتلا به پرفشاری خون و دیابت همزمان،که تحت کنترل داروساز نیز هستند نسبت به بیمارانی که تنها تحت نظر پزشک هستند،رضایتبخشی بیمار و تبعیت او از درمان دارویی بطور معنی داری بیشتر بوده. (Hawkis 1979  )
  • در بیماران دیابتیک که نزد داروساز پرونده مخصوص داشته و آموزشها و اطلاعات لازم از داروساز دریافت داشته اند نسبت به بیمارانی که فقط به طور معمول دارو را از داروخانه (با توصیه های عادی) دریافت کرده اند و راهنمایی پزشک را دریافت کرده اند ، تبعیت از رژیم دارویی بیشتر بوده ، فاکتورهای آزمایشگاهی مطلوب تر بوده اند، خطای دارویی پایین تر آمده، موارد بستری در بیمارستان و یا توصیه به بستری شدن کمتر بوده و کمترین بی نظمی در رعایت رژیم های مربوطه را داشته اند (Sczupak 1977)
  • در مطالعه سال 2002 (Rasheed)  در یک گروه، بیماران دیابتیک از داروساز مشاوره گرفته اند و نیز آموزشهای لازم برای تنظیم رژیم ، ورزش و دیگر روشهای اصلاح شیوه زندگی را نیز از داروساز دریافت کرده اند و در گروه دوم هیچ یک ازاین خدمات از داروساز دریافت نشده . در گروه اول کنترل قند خون بهتر انجام شده و نیز اصلاح شیوه زندگی نیز پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته.
  • در مطالعه سال 1996 (Jaber)

گروه اول بیماران دیابتیک اطلاعات مربوط به بیماری دیابت ، مشاوره دارویی ، آموزشهای مربوط به رژیم غذایی ، ورزش و اندازه گیری قند خون در منزل را از داروساز دریافت نموده اند و گروه  دوم

 تنها مراقبتهای استاندارد توسط پزشکشان دریافت کرده اند. در گروه اول بعد از 4 ماه سطح قند خون ناشتا و هموگلوبین (glycated) نسبت به گروه 2 بهبود قابل ملاحظه ای داشته .

                                                                  *   دبیر انجمن داروسازان شهرستان تنکابن

                                                                                            Hossein.halajian@gmail.com

                                                     

 :منبع

              - PATIENT COUNSELING BY PHARMACIST -A FOCUS ON CHRONIC ILLNESS

- SUBISH PALAIAN, MUKHYAPRANA PRABHU* AND P. RAVI SHANKAR

Pak J Pharm Sci. 2006 Jan; 19(1):65-72

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1391ساعت 18:30  توسط دکتر حلاجیان  | 


من در رویای خود دنیایی را می بینم که در آن هیچ انسانی
انسان دیگر را خوار نمی شمارد
زمین از عشق و دوستی سرشار است
و صلح و آرامش، گذرگاه هایش را می آراید.
من در رویای خود دنیایی را می بینم که در آن
همگان راه گرامی آزادی را می شناسند
حسد جان را نمی گزد
و طمع روزگار را بر ما سیاه نمی کند.
من در رویایی خود دنیایی را می بینم که در آن
سیاه یا سفید
از هر نژادی که هستی
از نعمت های گسترده زمین سهم می برد.
هر انسانی آزاد است
شوربختی، از شرم سر به زیر می افکند
و شادی، همچون مرواریدی گران قیمت
نیازهای تمامی بشریت را بر می آورد.
چنین است دنیای رویای من!                                                               

                                                                                                  لنگستون هیوز

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1391ساعت 1:1  توسط دکتر حلاجیان  | 

همه روزه شاهد مراجعات زیادی به داروخانه هستیم که برای درخواست داروی لاغری یا روشی ساده برای لاغر شدن و خلاصی از شر  " کیلوهای اضافی" صورت می­گیرد. تقریباً تمامی این مراجعه کنندگان (که اکثراً نیز خانم هستند) از رژیم گرفتن فرار می­کنند و دنبال قرص یا شربت یا پودری می گردند که سریعاً آنها را لاغر کند. اصطلاح « داروی چربی سوز » هر روزه به وفور از مراجعین به داروخانه شنیده می­شود.

چگونه لاغر شويم؟

اما آیا واقعاً دارویی وجود دارد که بدون رعایت رژیم غذایی مناسب و تحرک کافی بتوان با آن  وزن را کاهش داد؟  متاسفانه پاسخ این سئوال در بسیاری موارد منفی است . تبلیغات غلط ، فریبنده  و سودجویانه شبکه های ماهواره ای و نیز بسیاری از به اصطلاح " عطاری ها"  که بدون حضور شخص متخصص اداره می شوند موجب ایجاد این ذهنیت در افراد شده که « می توان فقط با استفاده از دارو لاغر شد».

در ابتدا باید دانست که مصرف دارو درچاقی ، فقط در مواردی مجاز است که اضافه وزن بیمار واقعاً از سقف طبیعی تجاوز کرده باشد و به اصطلاح بیمار ، "چاق"  تشخیص داده شده باشد . وگر نه برای اضافه وزنهای معمولی و مختصر ، هیچ نیازی به مصرف دارو نیست.

در ایران اخیراً داروی « ونوستات» (اورلیستات یا همان زنیکال) بسیار مورد توجه قرار گرفته است. این دارو موجب کاهش جذب چربی موجود در غذا می­شود. یعنی چربی موجود در غذای مصرفی ، بدون تغییر از مدفوع دفع می­شود. اما باید دانست که این دارو عوارض جدی همچون "مدفوع چرب و بسیار بد بو ، اسهال ، اضطراب ، سرگیجه ، کاهش قند خون ، سنگ کلیه" را به دنبال دارد.ضمن اینکه دریافت آن از داروخانه حتماً باید با نسخه پزشک باشد. از طرف دیگر امروزه تقریباً ثابت شده است که مصرف چربی به تنهایی عامل چاقی نیست. بلکه مجموع کالری دریافتی از غذا که بیشترین مقدار آن در کربوهیدراتهای مضر وجود دارد، موجب اضافه وزن می­گردد.راز لاغری و کاهش اضافه وزن در همین معادله ساده وجود دارد:

کاهش ورودی کالری به بدن = افزایش سوزاندن کالری توسط ورزش = لاغر شدن

به عبارت دیگر کاهش حجم غذای مصرفی و یا تحرک بیشتر و ورزش (البته بطور اصولی و علمی ) مطمئن ترین راه کاهش وزن است .

بسیاری از داروهایی که توسط بعضی مراکز فاقد صلاحیت تبلیغ و عرضه می­شود مشتقات آمفتامین ، افدرین و حتی در بعضی موارد مواد مخدر هستند که مصرف آنها در عین تأثیر سریع و قابل ملاحظه ، عوارض بسیار وحشتناکی در پی دارد.

آیا هیچ دارویی جهت کمک به کاهش وزن وجود ندارد؟

در کنار فعالیت برای کاهش وزن، مکمل های مجاز و تأیید شده ای در داروخانه ها وجود دارند که می­توان با مشاوره دکتر داروساز ، ضمن استفاده از آنها به روند کاهش وزن کمک کرد.

 در پایان مجدداً خطر استفاده از داروی ناشناخته و غیر مجاز جهت لاغر شدن را متذکر می­شویم.                                        

                                                                  دکترحسین حلاجیان                         

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1391ساعت 8:41  توسط دکتر حلاجیان  | 

 

* دکتر حسین حلاجیان

داروسازان  و ضرورت نگاه انتقادی به خود 

تقریباً در هیچ جمعی از داروسازان ممکن نیست حضور داشته باشید و خیالتان راحت باشد که سخنی از مصائب و مشکلات داروسازان به میان نخواهد آمد و شما بر این امید باشید که خسته از کار و فشار عصبی یک روز پر مشغله، در کنار دوستان فقط به تجدید دیدار و شوخی و تمدد اعصاب خواهید پرداخت. بازگویی این مشکلات برای همکاران، به جز تکرار مکررات و یادآوری خاطره نامطبوع فشارکار روزمره، هیچ لطفی ندارد. هیچگاه نشنیده­ام که در جمع­های دوستانه  یا صنفی، به راه حلی هم پرداخته شود. انگار در درون هر کدام از ما داروسازان، آتشفشانی از گلایه­های فروخفته در حال جوشیدن است که با دیدن دوستان و همکاران، به فوران می­آید و دیگران را نیز از شعله­های خود بی­نصیب نمی­گذارد.

در هر جمعی از داروسازان، به تعداد نفرات، تنوع عقاید و سلایق وجود دارد. هر یک دارای مانیفست  و شعار مخصوص خود هستند. اما دریغ از یک راه حل، یک راهکار و ارائه طریق.

همه قبـول داریم که ضـعیف نگاه داشته شــده­ایم و زور می­شنویم  و همه هم با افتخار! تحملش می­کنیم و انگار با همین غرزدن راضی می­شویم و خود را تخلیه می­کنیم.

در مراسم روز داروساز سال گذشته، آقای دکتر شانه ساز، معاون محترم سازمان غذا و دارو، البته در سخنانی خودمانی و نه از جایگاه مدیریتی، بلکه بعنوان یک عضو انجمن داروسازان، سئوالی با این مضـمون مطرح نمودنــد:« آیا صـدایی که از داروسـازان شنیــده می­شود، شایسته این خانواده 16000 نفری است؟» به عبارت دیگر، آیا داروسازان به اندازه توان این خانواده 16000 نفری  توانسته­اند صدای خود را به گوش مردم و مسئولین برسانند؟

مطرح کردن این سئوال از جانب شخصیتی که خود ســابقه­ای روشن وسازنده در فعالیت­های صنفی و دولتی داشته و اکنون نیز الحق والانصاف با در نظرگرفتن محدودیتها، سقف مجاز اختیارات، مناسبات موجود و انتقادات ، کارنامه رو به جلویی دارد، واقعه مهمی است که باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد. به عبارت دیگر، ایشان در مقام یک تصمیم گیرنده دولتی، سقف تأثیر گذاری حوزه دارویی بخش دولتی را می­شناسد و می­داند که توانایی سازمان غذا و دارو، به تنهایی بیش از این نیست. بلکه داروسازان باید با بلندتر کردن صدای خود (به عبارت دیگر افزایش مشارکت صنفی و در نهایت حضور در سطح رسانه­ای و بالاتر از آن تأثیرگذاری بیشتر از حالا در سطح تصمیم گیری) به قدرت تصمیم­گیری سازمان غذا و دارو بیافزایند.

باز هم خاطرم هسـت در سال 87 در مجمع عمومی انجمن­های داروسازان کشور در تهران، مدیر کل وقت دارویی وزارتخانه، در پاسخ به اعتراضات و سئوالات مکرر همکاران در مورد علت کسر 5% از سود آنتی بیوتیکها از داروخانه و اختصاص آن به شرکتهای تولید کننده در عین ثابت ماندن قیمت آنتی بیوتیک، دستور رئیس جمهور را مبنی بر گران نشدن آنتی بیوتیک­ها دلیل این امر عنوان کرد واز آنجایی که اصولاً دیواری کوتاه­تر از دیوار داروخانه­ها موجود نیست، برای رضایت شرکت­ها، 5% از سود دارو از داروخانه کسر و به شرکت­ها پرداخت شد.

گرچه در آن سال هنوز آمادگی هضم چنین خبرهایی را نداشتیم اما با گذشت زمان خیلی چیزهای دیگری را هم  دیدیم و شنیدیم که در شرایط دیگر، قابل باور نبود. در آن زمان، هنوز تشکیلات انجمن توان اعتراض و نقد چنین تصمیمی را نداشت. پس دم فرو بستیم و فقط ناظر از بین رفتن حقمان شدیم.

این نمونه­ها خود از اهمیت تقویت ساختار صنف و مشارکت آحاد همکاران در امور صنفی حکایت دارد. متأسفانه در موارد بسیاری، صرفنظر از بحث مشارکت در امور صنفی و جمعی، حتی از اهمیت قائل شدن به حوزه شخصی و کاری خود  یعنی چارچوب داروخانه و تلاش در جهت کمی بهتر شدن از قبل نیز حرکت نکرده ایم، یعنی به حرفه خود حتی بعنوان یک ملک شخصی که نیاز به نو آوری، تعمیر و تازه  شدن دارد نگاه نمی­کنیم.

به راستی  من داروساز بعد از سال­ها کار و کار و کار ....  هنوز فرصت نکرده ام کمی به خود نگاه کنم؟ در این همه سال با خودم چه کار کرده­ام؟ چقدر به خودم جرأت داده­ام تا از حلقه محاصره اعداد و ارقام و سفارش ها و شرکتها و بیمه و بیمار و ...  خلاص شوم و ببینم حقیقتاً برای خودم چه کرده ام؟ برای افزایش اعتبار و شأن و پرنسیب  خود چه کرده ایم؟ برای ارتقاء سطح علمی خود چه کرده ایم؟ آیا چقدر در ساختن بنایی که حکم پایگاه و تشکلی برای خانواده داروسازان را دارد، آجری روی آجر قبلی گذارده­ایم؟

اصولاً ما داروسازان در خواسته­هایمان چقدر محق هستیم؟ یعنی چقدر برای تحقق این خواسته­ها تلاش کرده­ایم؟ چقدر زمینه را برای تصمیم گیرندگان آماده کرده­ایم؟ چقدر به توقعات مخاطبین خود پاسخ داده­ایم؟

البته شکی در این نیست که سنگ بنای داروسازی عمومی در این مملکت، کج گذاشته شده و اکنون نیز ساختار سیستم دارو رسانی از قیمت­گذاری و واردات گرفته تا توزیع و برآورد نیاز و ... به داروساز امکان ابراز وجود نمی­دهد و او را وادار به تلاش در جهت روزآمدکردن دانش و بهبود کیفیت ارائه خدمات نمی­سازد. در حالی­که این رشته از سخت­ترین رشته­های گروه پزشکی( و حتی غیر پزشکی) است، اما بلاتکلیفی حرفه داروسازی شهری و نقایص عدیده سیستم دارویی موجب برآورده نشدن توقعات او از خود می­شود.

بالای 95% دانش­آموختگان داروسازی روانه داروخانه­ها می­شوند، در حالی­ که بسیاری از واحدهایی که گذرانده­اند عملاً در داروخانه به کار نمی­آیند و تــمرین و تکــرار نمی­شوند. پس به تدریج هـمان فراگرفــــته­ها فرامــوش می­شوند. در سلسله مراتب نظام سلامت هم واقعاً نه از اول خواسته­اند و نه حالا می­خواهند که داروساز جایی داشته باشد (این ادعا بطور مستدل قابل اثبات است).

 فضای روزمره درمانی نیز از داروساز فقط و فقط تحویل صحیح دارو را می­خواهد و دیگر هیچ ...! بنابراین جامعه، داروساز را بعنوان تدارکاتچی دارو می­شناسد.

رسانه­های عمومی به ویژه تلویزیون و رادیو، اصولاً شخص یا حرفه­ای را تحت عنوان داروسازی به رسمیت نمی­شناسد. تنها شاهکار به یاد مانده سیما، همان انیمیشن معروف ترامادول و تعقیب مسئول فنی است. یاد آن جمله معروف افتادم: سرخپوست خوب، سرخپوست مرده است! و البته که ما داروسازان خوبی هستیم!

وزارت بهداشت هنوز توان پافشاری روی حق فنی داروخانه بعنوان فقط قسمتی ازبهای خدمات بهداشتی درمانی را ندارد،نتیجه،حق فنی بطور کاملاً عجیبی از لیست تعرفه­های مصوب هیأت وزیران حذف  می­شود!

سود ناخالص دارو روز به روز کم می­شود. مالیات زیاد می­شود. در چشمان مدیران مالیاتی به وضوح برق شادی دریافت این مبلغ گزاف و ناعادلانه را(به جای کسانی که باید از آنها مالیات بگیرند و نمی توانند یا جرأتش را ندارند) می­بینی. یارانه برداشته می­شود و از نظر دولت اصولاً مکانی مانند داروخانه هزینه­ای ندارد که از برداشتن یارانه متضرر شود. بیمه برایمان قلدری می­کند.شماره سریال را یکدفعه دو برابر می­کند وقت و انرژی صرف شده پرسنل به هیچ گرفته می­شود. راستی چقدر از حجم کار سازمانی کارمندان بیمه­ها (از روابط عمومی گرفته تا پذیرش و حسابداری و... ) را پرسنل داروخانه­ها انجام می­دهند؟ ما بابت این انجام وظیفه بی مزد و مواجب، چقدر از بیمه­ها طلب داریم؟

اینها همه شرحی کوتاه از مصائب ماست.چه باید کرد؟دو راه پیش روی ما بوده و هست: 1-  فعالیت بیشتر برای احقاق حق خود 2- همچون غریقی که دیگر امیدی به نجات ندارد خود را به دست امواج بسپاریم. اکنون به کدام گزینه عمل میکنیم؟

چـه کار کـرده­ایـم؟

چـه کار بایـد بکـنیم؟

ما داروسازان، در مقایسه با دیگر اعضای خانواده پزشکی و حتی دانش­آموختگان غیر پزشکی چقدر( برای حفظ  که نه! چون جایگاه شایسته­ای نداریم که حفظ بکنیم،)  برای احیاء جایگاه و ارتقاء شأن و حرفه خود چقدر کار کرده­ایم؟ چقدر مشکلات کار جمعی و تشکیلاتی را تحمل کرده­ایم؟ چقدر باهم بوده ایم؟ اصولاً آیا ما اعتقاد داریم که باید برای پی ریختن سازمانی معظم، و تشکیلاتی محکم و پایدار، هزینه (مالی و فکری و ...)کنیم؟ اصولاً آیا نگاهی به بقیه مشاغل میکنیم؟ آنها چقدر برای ارتقاء جایگاهشان هزینه می­کنند؟ اصلاً ما چقدر همدیگر را قبول داریم؟ چقدر تحمل داریم تا ببینیم دیگران کارهایی را که ما طی ده ها سال نکرده­ایم، انجام می­دهند؟ چقدر قدرت مهار­زدن بر حس حسادت خود را داریم؟ چگونه بدون حمایت و همراهی، از چند نفری که به آنها رای داده­ایم( وشاید هم نداده­ایم و دیگران داده­اند) توقع شق­القمر داریم؟ در کل  کشور از خانواده 16000  نفری داروسازان  60-50 یا حداکثر 100  نفر با صرف هزینه شخصی و خرج کردن از اعصاب و روان و وقت و زندگی خود و به بهای تحمل متلک­های این و آن و چوب دو سر نجس شدن، این خر لنگ را به جلو هل می­دهند. حکایت ما انجمنی­ها حکایت ملانصرالدین و پسرش است که مانده بودند کدامیک سوار خر شوند.اگر هر دو سوار می­شدند، داد حامیان حیوانات در می­آمد. پسر که سوار می­شد پدر فحش می­خورد و برعکس. افسوس که چقدر این خارج از گود نشستگان،دانسته یا نادانسته،  به سادگی زحمات اقلیت برگزیده خود را تخریب می­کنند. البته معدودی از همکاران در گوشه گوشه وطنمان، حداکثر سعی خود را در به روز نگاه داشتن خود و اصلاح فرهنگ دارویی کشور دارند ولی کاش همیشه با یک گل بهار می­شد.  

تقویت و حمایت  از تشکل ، تنها راه موفقیت

همکارانی که بیرون گود نشسته­اند ممکن است از سرعت حرکت انجمن­های داروسازان کشور چندان راضی نباشند. به عنوان فردی که در 5 سال اخیر در صف اول فعالیت­های صنفی بوده­ام، با توجه به فشار وارد بر سازمان­های مردم­نهاد و محدودیت روزافزون آنها، اگر انجمن داروسازان ایران، فقط و فقط موفق به حفظ  تابلوی انجمن بر پیشانی شعب خود شده باشد، همین بزرگترین  کار ممکن است. به یقین همکارانی که اولین سنگ بنای انجمن (جامعه) داروسازان ایران را گذاشته بودند چه آنها که اکنون در میان ما نیستند و چه آنها که همچون کوهی سایه بـزرگشـان بر سر ماســت، اکــنون اذعــان دارند کــه ادامه­دهندگان راهشان حداکثر تلاش خود را برای  تحقق آرزوهای آنان انجام داده­اند. بنده روزهایی را به یاد دارم که برای زدن یک مهر انجمن به پای نامه­ای باید در خانه این و آن عضو هیأت مدیره دنبال مهر می­گشتیم.

روزهایی که ادارات و نهاد های مهم شهری، اصولاً کسی به نام دکتر داروساز را نمی­شناختند و در مکاتبه هایشان حداکثر به عنوان «داروخانه داران ! یا داروفروشان» بسنده  می­کردند.همچنین روزهایی که بعد از مکاتبه با رئیس اداره مالیات شهرستان (که مثلا معاون مدیر کل هم هستند)، ایشان اصولاً «وجود» انجمن داروسازان را از اداره کل دارایی استان استعلام کرده بود!

من ، وکیل و سخنگوی انجمن ایران نیستم و همکاران پرتلاش هیأت مدیره ایران، خود، تریبونهای لازم را جهت معرفی و گزارش فعالیتهای پرتعداد و موثر خود در اختیار دارند.اما نگاهی گذرا به صورتجلسات هیأت مدیره انجمن داروسازان شهرستان تنکابن در سال 1390 (در همین شماره فصلنامه) تنها گوشه ای از تلاش مداوم جهت ارتقاء جایگاه و شأن داروسازان را هویدا میسازد.

با وجود این فعالیت­های غیر قابل انکار، باید اعتراف نمایم که انرژی و امید و روحیه همکاران هیأت مدیره به علت نگاه بی­تفاوت و خنثای اکثریت همکاران، رو به پایان دارد. واقعیت این است که هنوز نگاه بسته و خودخواهانه برخی همکاران ما به شدت سایه انداخته و به زحمت حاضر به مشارکت در حرکت­های جمعی و در نظر گرفتن منافع صنفی هستیم. آنقدر تنبل و بی­میلیم که حتی به خود زحمت حضور 6 ماه یک بار هم در جلسات عمومی انجمن را نمی­دهیم .

 

ای کاش میتوانستم

- یک لحظه میتوانستم ای کاش

برشانه های خود بنشانم

این خلق بی شمار را

گرد حباب خاک بگردانم

تا با دوچشم خویش ببینند که خورشیدشان کجاست

و باورم کنند.

ای کاش

میتوانستم!

 

انجمن برای ما چه کرده ؟

بسیاری از همکاران در پاسخ به دعوت اعضای هیأت مـــدیره به مشـــارکت در امـور جمعی، سئوال بــالا را می­پرسند. حالا زمانیست که باید از آنها سئوال شود شما برای صنف چه کردید؟ بسیاری از همکاران ما حتی زحمت نگاه­کردن به نامه­های انجمن، دانشگاه، شبکه یا هر جای دیگر را به خود نمی­دهند.

به عـنوان مثال، ما همواره در مورد بحث مالیات داروخانه­ها روشنگری کرده­ایم و از همکاران خواسته­ایم با توجه به اهمیت امر به دقت در جزئیات محاسبه مالیات داروخانه  توسط اداره مالیات دقیق شوند.

متاسفانه تعداد قابل توجهی از ما، در سالهای قبل به خاطر اینکه ظاهراً عدد پرداختی به نظرمان متعادل می­آمده و به مصداق ضرب المثل ( از این ستون به آن ستون فرج است)، صدایش را در نمی­آوردیم و حالا که با اعداد سرسام­آور مواجه شده­ایم از چند و چون محاسبه می­پرسیم. بارها گفته­ایم از اعتراض نترسید.

 بارها برای مشاوره اعلام آمادگی کرده­ایم اما باز هم وقتی پای صحبت به میان می آید : « این همه سال برای مالیات چه کردید؟ » بدون هیچ اطلاعی از آنچه همکاران انجمن ایران و شعب در این مورد انجام داده­اند همان سئوالات تکرار می­شود. در سایر زمینه­ها نیز کم و بیش چنین است. اوایل سال 87 انجمن تنکابن ، برای اولین بار با هماهنگی معاونت غذا و دارو ، دانشگاه علوم پزشکی و انجمن ایران، در صدد برگزاری دوره های آموزش پرسنل نسخه پیچ و صدور کارت شناسایی برای ایشان برآمد. عکس العمل: « ما می­خواهیم پرسنل ما با سلیقه خودمان آموزش ببینند.» حالا چه؟ سازمان غذا و دارو گذراندن کلاس را اجباری کرده و گواهی پرسنل نسخه پیچ در بازرسی ها خواسته می­شود. حال پاسخ آن عزیزان؟ خوشبختانه سکوت همیشه به کمک می­آید. (هیچ می­دانید بسیاری از همکاران از بیم اینکه اطلاعات نسخه­پیچ­ها به سطح اطلاعات خودشان برسد ، به قیمت افت کیفیت خدمات، از آموزش آنان خودداری می­کنند؟)

تفویض اختیار: مسیری دشوار ، دورنمایی روشن

روشن­بینی و آینده­نگری مسئولان سازمان غذا و دارو، منجر به ایجاد راهکار و مسیری روشن برای آینده داروسازان شد. واگذاری قسمت عمده ای از امور اجرایی معاونت­های غذا و دارو به انجمن­های داروسازان نه تنها موجب کاهش قابل ملاحظه حجم بوروکراسی و صرفه جویی در زمان، جهت انجام امور روزمره داروسازان می­شود بلکه تمرینی مناسب و البته حساس برای سنجش توانایی صنف در انجام امور مربوط به خانواده داروسازان است.

 شورای هماهنگی انجمن­های داروسازان مازندران نیز با استفاده از تجربیات همکاران در استان­های دیگر عزم جدی دارد تا اجرای بخش قابل توجهی از امور مشخص شده در آیین نامه واگذاری را به عهده بگیرد. موفقیت این امر در درجه اول بستگی به همکاری آحاد داروسازان استان دارد. گرچه مشکلات زیادی در این مسیر پیش­بینی می­شود اما با توجه به اینکه حدود یک سال سابقه کار تئوریک در شورای هماهنگی پشتوانه این حرکت است، به موفقیت در این مسیر اطمینان کامل داریم.

 در همین جا لازم است به نمایندگی از شورای هماهنگی انجمن­های داروسازان استان مازندران از همکاری و همفکری بیدریغ جناب آقای دکتر صالحی فر، معاونت محترم غذا و داروی دانشگاه علوم پزشکی مازندران که با همدلی و ایجاد جو مشارکت، مهمترین زمینه را جهت تعامل مثبت و تلاش مشترک در جهت ارتقاء سطح خدمات دارویی فراهم نموده­اند نهایت تشکر و تقدیر را به عمل آورم.

                 ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم   

                 غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم

گر چه فقدان زنده یاد دکتر رضا نژاد با توجه به دوره  طولانی­مدت بیماری و بستری ایشان چندان غیرمنتظره نبود، اما  آنقدر وزن حضورش در زمان حیات، تأثیر گذار و با ارزش بود که اکنون جای خالی او به شدت احساس می­شود. دکتر رضا نژاد آخرین داروساز از نسـل متولد دهه 20- 1310  شهسوار بود. همان نسل جادویی و پر خاطره . نسلی که کودکی خود را در ایران تحت اشغال و نوجوانی را در هیاهوی نهضت ملی و جوانی را در دوران سکوت و شکست بعد از 28 مرداد 32 گذراند. با همان حس نوستالژیک آشنایی که در پدرم هم می­دیدم.

او قویترین حامی انجمن داروسازان چه در سخن و چه در عمل بود و با از دست رفتنش ،ما ، یکی از پشتیبانان بزرگ و قوی خود را گم کردیم.

بعد از تحمل دوران زیاد بیماری به نظر برای بزرگمردی با شکوه و اُبهت او، بهترین پایان، همین جاودانگی مرگ بود تا زندگی نباتی روی تخت.

وقتی بزرگمردی قدیمی و پیشکسوت از دست می­رود، دلشوره کنده ­شدن قسمتی از عاطفه جاری در فضای شهرمان، مرا فرا می­گیرد. قدیمی یعنی عاطفه، یعنی مهر مادر، یعنی وطن، یعنی یک بغل خاطره، یعنی همه آن چیزهایی که جدیدی­ها تجربه نمی­کنند و نخواهند کرد.

دکتر، این روزها مرتب حضورش را به ذهــنم تلـــنگر می­زند، شاید سفارشی را فراموش کرده باشد ...

در مراسم چهلمین روز درگذشتش، از مجموع 40 داروساز شاغل در شهرستان تنکابن، تنها 4 نفر حضور داشتند...

آی عشق ...

آی عشق ...

 رنگ آشنای چهره ات پیدا نیست....

                                                                           * دبیر انجمن داروسازان شهرستان تنکابن

 

                                                  

                                       
 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391ساعت 12:47  توسط دکتر حلاجیان  | 

وقتی حتی دقایقی به کودکی برمی گردی ...

 

اردیبهشت 78 وقتی  تنها فرزندم (پویا) به دنیا می اومد، هنوز خیلی مونده بود تا خصوصیات روحی متولدین اردیبهشت رو بشناسم . بعداً  وقتی دم دمی مزاجی و دیوونگیهای پویا رو دیدم فهمیدم که اردیبهشتی اصله !  وقتی بازوها و رونهای ضعیف شو می دیدم یاد قسمتی از خاطرات پله( pele) افتادم که با انگشتش پای پسرشو بالا آورده بود و زیر لب می گفت : هووووم ! فکر نمی­کنم فوتبالیست بدرد بخوری بشه ! ولی حالا که قدش داره از من بلند تر می شه و گاهی گردنمو می پیچونه و دادمو در میاره ، مجذوب قد کشیدنش می شم و یاد اون ترانه می افتم:

 

                           

               

تو یه تاک قد کشیده
پا گرفتی روی سینه ام
واسه پا گرفتن تو
عمریه که من زمینم
راز قد کشیدنت رو
عمریه دارم می­بینم
داری می­رسی به­خورشید
ولی من بازم همینم  . . . .

-------------------------------------------------------------------------

چند وقتیه وقتی از چرت بعد از ظهر بیدار می شم پویا بهم میگه : حسین !  (فقط به اسم کوچیک صدام می کنه *).

 تو خواب چی می بینی که همش می خندی؟ و من چه یادم بیاد چه یادم نیاد که چی تو خواب میدیدم، خوشحالم از اینکه هنوز خواب میبینم و هنوز تو خواب می خندم .
خوشحالم که هنوز حتی واسه چند دقیقه بر می­گردم به کودکی. یادم می یاد وقتی پویا نوزاد بود چطور مث همه بچه ها تو خواب می خندید و یادم میاد که قدیمیا می گفتن بچه خواب فرشته ها رو می بینه .خوشحالم که اگه تو بیداری به جز درد و رنج خودم و مردم و این خاک سوخته چیزی نمیبینم، حداقل تو خواب چند ثانیه ای فرشته ها رو میبینم . . . .

..........................................................................................................................................................................................................................................................

 

* درخت را به نام برگ

بهار را به نام گل

ستاره را به نام نور

کوه را به نام سنگ

دل شکفته مرا به نام عشق

عشق را به نام درد

مرا به نام کوچکم صدا بزن

                                      (عمران صلاحی)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1391ساعت 10:43  توسط دکتر حلاجیان  | 

 

 مرگ ناصری / احمد شاملو

 ما العازریم یا یهودا؟


با آوازی یکدست ،

یکدست ،

دنبالة چوبینِ بار

در قفایش

خطّی سنگین و مرتعش

بر خاک می کشید .

 “تاج خاری بر سرش بگذارید”

و آوازِ درازِ دنبالة بار

در هذیانِ دردش

یکدست

رشته ای آتشین

می رشت .

 “شتاب کن ناصری ، شتاب کن”  

از رحمی که در جان خویش یافت

سبک شد

و چونان قویی مغرور

در زلالیِ خویشتن نگریست

 “تازیانه اش بزنید” 

رشتة چرمباف

فرود آمد .

و ریسمانِ بی انتهایِ سرخ

در طولِ خویش

از گرهی بزرگ

برگذشت .

 “شتاب کن ناصری ، شتاب کن”  

از صف غوغای تماشاییان

العازر ،

گام زنان راه خود گرفت

دستها

در پسِ پشت

به هم درافکنده ،

و جانش را از آزارِ گرانِ دینی گزنده

آزاد یافت :

 “مگر خود نمی خواست ، ورنه می توانست”

آسمان کوتاه

به سنگینی

بر آوازِ روی در خاموشیِ رحم

فرو افتاد .

سوگواران ، به خاک پشته برشدند

و خورشید و ماه

به هم

برآمد


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391ساعت 9:16  توسط دکتر حلاجیان  | 

 
 

مثل باد سرد پاییز غم لعنتی به من زد
حتی باغبون نفهمید ... که چه آفتی به من زد
رگ و ریشه هام سیاه شد , تو تنم جوونه خشکید
اما این دل صبورم به غم زمونه خندید

آسمون مست جنونی آسمون تشنه ی خونی
آسمون مست گناهی آسمون چه رو سیاهی
اگه زندگی عذابه یه حبابه روی آبه
من به گریه ها می خندم می گم این همش یه خوابه

مثل باد سرد پاییز غم لعنتی به من زد
حتی باغبون نفهمید ... که چه آفتی به من زد

آسمون تو مرگ عشقو توی یاخته هام نوشتی
این یه غم نامه ی تلخه که تو سر تا پام نوشتی
من به لحظه ی شکستن اگه نزدیک اگه دورم
از ترحم تو بیزار ... که خودم سنگ صبورم

آسمون پیشم شکستی من دیگه رو پام می مونم
منو از تنم بگیری تو ترانه هام می مونم
اگه زندگی عذابه یه حبابه روی آبه
من به گریه ها می خندم می گم این همش یه خوابه

مثل باد سرد پاییز غم لعنتی به من زد
حتی باغبون نفهمید ... که چه آفتی به من زد

آسمون تیشت شکسته من دیگه رو پام می مونم
منو از تنم بگیری ... تو ترانه هام می مونم !

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1391ساعت 16:42  توسط دکتر حلاجیان  | 

آن روزها رفتند
آن روزهای خوب
آن روزهای سالم سرشار
آن آسمان های پر از پولک
آن شاخساران پر از گیلاس
آن خانه های تکیه داده در حفاظ سبز پیچکها به یکدیگر
آن بام های بادبادکهای بازیگوش
آن کوچه های گیج از عطر اقاقی ها
آن روزها رفتند
آن روزهایی کز شکاف پلکهای من
آوازهایم چون حبابی از هوا لبریز می جوشید
چشمم به روی هر چه می لغزید
آنرا چو شیر تازه می نوشید
گویی میان مردمکهایم
خرگوش نا آرام شادی بود
هر صبحدم با آفتاب پیر
به دشتهای نا شناس جستجو می رفت
شبها به جنگل های تاریکی فرو می رفت
آن روزها رفتند
آن روزها ی برفی خاموش
کز پشت شیشه در اتاق گرم
هر دم به بیرون خیره میگشتم
پاکیزه برف من چو کرکی نرم
آرام می بارید
بر نردبام کهنه چوبی
بر رشته سست طناب رخت
بر گیسوان کاجهای پیر
و فکر می کردم به فردا آه
فردا
حجم سفید لیز
با خش خش چادر مادربزرگ آغاز میشد
و با ظهور سایه مغشوش او در چارچوب در
که ناگهان خود را رها می کرد در احساس سرد نور
و طرح سرگردان پرواز کبوترها
در جامهای رنگی شیشه
فردا ...
گرمای کرسی خواب آور بود
من تند و بی پروا
دور از نگاه مادرم خطهای باطل را
از مشق های کهنه خود پاک می کردم
چون برف می خوابید
در باغچه می گشتم افسرده
در پای گلدانهای خشک یاس
گنجشک های مرده ام را خاک میکردم
آن روزها رفتند
آن روزهای جذبه و حیرت
آن روزهای خواب و بیداری
آن روز ها هر سایه رازی داشت
هر جعبه سربسته گنجی را نهان می کرد
هر گوشه صندوقخانه در سکوت ظهر
گویی جهانی بود
هر کسی ز تاریکی نمی ترسید
در چشمهایم قهرمانی بود
آن روزها رفتند
آن روزهای عید
آن انتظار آفتاب و گل
آن رعشه های عطر
در اجتماع ساکت و محبوب نرگسهای صحرایی
که شهر را در آخرین صبح زمستانی
دیدار می کردند
آوازهای دوره گردان در خیابان دراز لکه های سبز
بازار در بوهای سرگردان شناور بود
در بوی تند قهوه و ماهی
بازار در زیر قدمها پهن می شد کش می آمد با تمام لحظه های راه می آمیخت
و چرخ می زد در ته چشم عروسکها
بازار مادر بود که می رفت با سرعت به سوی حجم های رنگی سیال
و باز می آمد
با بسته های هدیه با زنبیل های پر
بازار بود که می ریخت،که می ریخت، که می ریخت
آن روزها رفتند
آن روزهای خیرگی در رازهای جسم
آن روزهای آشنایی های محتاطانه با زیبایی رگهای آبی رنگ
دستی که با یک گل
از پشت دیواری صدا می زد
یک دست دیگر را
و لکه های کوچک جوهر بر این دست مشوش مضطرب ترسان
و عشق
که در سلامی شرم آگین خویشتن را بازگو میکرد
در ظهر های گرم دود آلود
ما عشقمان را در غبار کوچه می خواندیم
ما با زبان ساده گلهای قاصد آشنا بودیم
ما قلبهامان را به باغ مهربانی های معصومانه می بردیم
و به درختان قرض می دادیم
و توپ با پیغام های بوسه در دستان ما می گشت
و عشق بود
آن حس مغشوشی که در تاریکی هشتی
ناگاه
محصورمان می کرد
و جذبمان می کرد در انبوه سوزان نفس ها و تپش ها و تبسم های دزدانه
آن روزها رفتند
آن روزها مثل نباتاتی که در خورشید می پوسند
از تابش خورشید پوسیدند
و گم شدند آن کوچه های گیج از عطر اقاقی ها
در ازدحام پر هیاهوی خیابانهای بی برگشت
و دختری که گونه هایش را
با برگهای شمعدانی رنگ می زد آه
کنون زنی تنهاست
کنون زنی تنهاست

                                                                                                                                                                        فروغ

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مرداد 1391ساعت 23:42  توسط دکتر حلاجیان  | 

میون یه دشت لخت

زیر خورشید کویر

مونده یه مرداب پیر

توی دست خاک اسیر

منم اون مرداب پیر

از همه دنیا جدام

داغ خورشید به تنم

زنجیر زمین به پام

من همونم که یه روز

میخواستم دریا بشم

میخواستم بزرگترین

دریای دنیا بشم

آرزو داشتم برم

تا به دریا برسم

شب و آتیش بزنم

تا به فردا برسم

اولش چشمه بودم

زیر آسمون پیر

اما از بخت سیاه

راهم افتاد به کویر

چشم من به اونجا بود

پشت اون کوه بلند

اما دست سرنوشت

سر راهم یه چاله کند

توی چاله افتادم

خاک منو زندونی کرد

آسمونم نبارید

اونم سر گرونی کرد

حالا یه مرداب شدم

یه اسیر نیمه جون

یه طرف میرم تو خاک

یه طرف به آسمون

ها

خورشید از اون بالاها

زمینم از این پایین

هی بخارم میکنن

زندگیم شده همین

با چشام مردنمو

دارم اینجا میبینم

سرنوشتم همینه

من اسیر زمینم

هیچی باقی نیست ازم

قطره های آخره

خاک تشنه همینم

داره همراش میبره

خشک میشم تموم میشم

فردا که خورشید بیاد

شنجامو پر میکنه

که میاره دست باد

ها ها ها

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1391ساعت 2:27  توسط دکتر حلاجیان  | 


 

می بینم صورتمو تو اینه

با لبی خسته می پرسم از خودم

این غریبه کیه از من چی می خواد ؟

اون به من یا من به اون خیره شدم

باورم نمی شه هر چی می بینم

چشامو یه لحظه رو هم می ذارم

به خودم می گم که این صورتکه

می تونم از صورتم ورش دارم

می کشم دستمو روی صورتم

هر چی باید بدونم دستم میگه

منو توی اینه نشون می ده

می گه این تویی نه هیچ کس دیگه

جای پاهای تموم قصه ها

رنگ غربت تو تموم لحظه ها

مونده روی صورتت تا بدونی
 

حالا امروز چی ازت مونده به جا ؟

اینه می گه تو همونی که یه روز

می خواستی خورشید و با دست بگیری

ولی امروز شهر شب خونه ات شده

داری بی صدا تو قلبت می میری

می شکنم اینه رو تا دوباره

نخواد از گذشته ها حرف بزنه

اینه می شکنه هزار تیکه می شه
 

اما باز تو هر تیکش عکس منه

عکسعا با دهن کجی به هم می گن

چشم امید و ببر از آسمون

روزا با هم دیگه فرقی ندارن

بوی کهنگی می دن تمومشون

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1391ساعت 1:42  توسط دکتر حلاجیان  | 

ای کاش ...

ای کاش آدمی وطنش را

مثل بنفشه ها

(در جعبه های خاک)

یک روز می توانست ،

همراه خویشتن ببرد هر کجا که خواست

                در روشنای باران در آفتاب پاک

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1391ساعت 17:23  توسط دکتر حلاجیان  | 

گل گلدون من شکسته در باد

تو بیا تا دلم نکرده فریاد

گل شب بو دیگه شب بو نمی ده

کی گل شب بو رو از شاخه چیده

گوشه ی آسمون پر رنگین کمون

من مث تاریکی تو مثل مهتاب

اگه باد از سر زلف تو نگذره

من میرم گم میشم تو جنگل خواب

گل گلدون من ماه ایوون من

از تو تنها شدم چون ماهی از آب

گل هر آرزو رفته از رنگ و بو

من شدم رودخونه دلم یه مرداب

آسمون آبی میشه اما گل خورشید

رو شاخه های بید دلش می گیره

دره مهتابی میشه اما گل مهتاب

از برکه های خواب بالا نمیره

تو که دست تکون میدی

به ستاره جون میدی

میشکفه گل از گل باغ

وقتی چشمات هم میاد

دو ستاره کم میاد

 می سوزه شقایق از داغ

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1391ساعت 10:9  توسط دکتر حلاجیان  | 

بر كتابچه های مدرسه ام
برنیمكت ها و بر درختان
بر شن ها و برف ها
می نویسمت
برهر صفحه كه می خوانم
بر هر صفحه كه نا نوشته مانده است
بر سنگ و خون و كاغذ یا خاكستر
می نویسمت
برقاب های زرین
برجنگ افزار جنگاوران
و برتارك تاج شاهان
می نویسمت
برشگفتی های شبانه
برلحظه های خوش روزها
و بر دوران سرخوشی پیوند ها
می نویسمت
برتكه پاره های آبی آسمان هر زندانی
برخورشیدهای فرو فتاده در ماندابهای گندیده
و بردریاچه های روشن از مهتاب
می نویسمت
برصحراهاو برافق
بربال های پرندگان
وبرسایه های دوار مانند پره های آسیاب
می نویسمت
برآئینه كه مانند دوپاره ی میوه
بر اتاقم می تابد
و بر بستر صدف گونه ی خالی خود
می نویسمت
بر درگاه خانه ام
بر هر جان موافق
بر پیشانی رفقا
و بر هر دستی كه (برای دوستی ) دراز می شود
می نویسمت
بر روزنی كه تفتیش ناگهانی را تاب می آورد
و بر لب هائی كه هشدار می دهند
از پشت دیوار سكوت
می نویسمت
برخانه های امن لو رفته
بر نشانه های سلامتی سوخته
و بر دیوارهای اندوه
می نویسمت
بر هر شیئ آشنا
و بر رقص نرم آتش
می نویسمت
بر فرار ناخواسته
بر هاله های قرنطینگی
و بر گام های مرگ
می نویسمت
بر سلامتی بازگشته
برخطر های از بین رفته
و برامید استوار تر از همیشه
می نویسمت
به نیروی شگرف یك واژه جان بخش
زندگی را از نو می آغازم
بدنیا آمدم كه ترا بشناسم
كه ترا بخوانم
آزادی


+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1391ساعت 22:39  توسط دکتر حلاجیان  | 

توصیه های پزشکی و دامپزشکی برای پیشگیری از

 تب خونریزی دهنده کریمه کنگو

 

تب کریمه کنگو (Crimean-Congo hemorrhagic fever) یک بیماری خونریزی دهنده تب دار حاد است که عمدتاً به وسلیه کنه منتقل می شود  بطوریکه ویروس با حمله به عروق های کوچک بدن موجب کاهش استحکام و تخریب مویرگها و با شوک شدید و حاد به سرعت موجب مرگ می شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  عوامل ایجاد کننده این بیماری شامل ویروس منتقله ازطریق بندپایان و ویروس مرتبط با جوندگان می باشد انتقال ویروس می تواند بطورمستقیم از هوا و یا تماس با مواد دفعی یا  ترشحات بدن جوندگان آلوده صورت پذیرد. حداقل ۱۸ نوع  ویروس درانسان ایجاد تب خونریزی دهنده می کنند که همه آنها از حیوان به انسان منتقل می شود.

تب خونریزی دهنده کنگو کریمه از حیوان به انسان و از حیوان به حیوان سرایت می کند.

●  راه انتقال تب خونریزی دهنده کریمه کنگو : ...  (در ادامه مطلب )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1391ساعت 9:3  توسط دکتر حلاجیان  |